هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
82
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
[ بيت ] حال درماندگان كسى داند * كه به احوال خويش درماند « 1 » ساعتى به ظهر مانده ، عود به تلگرافخانه ياور [ شد ] ، گفتند از « شيراز » از « مرتضى خان ياور » تلگرافى نمودهاند بعد از سلامتى متعلقان ، التفاتهاى نواب ارفع و الا « احتشام الدوله » - دامت شوكته - نسبت به حقير ابلاغ داشته ، دعا [ ى ] دولتش گفتم و دوام عزّتش از حق خواستم . يك ساعت به روز مانده ، از « رشت » تلگراف رسيد كه نواب « حسام السلطنه » به « انزلى » مىآيند ، سرايداران عمارت اعلى حضرت شاهنشاهى را اطلاع دهند . دو ساعت از شب گذشته ، با كشتى همايونى وارد شدند . حالى از ضعيف پرسيده ، چون حالتى نداشتند ، عذرى خواسته ، تا فردا چه شود . [ مصراع ] چو فردا شود ، فكر فردا كنيم . روز سهشنبه ، پانزدهم [ شوال 1305 ه . ق . ] ، بعد از اداى فريضهء صبح ، « پراخت » يعنى كشتى پوسته مقررى مسمّى به « تركمان » وارد [ شد ] و عازم « باكو » است . لوازم راه گرفته و آنچه قرار كرايه بود به كمپانى وكيل اگنست « 2 » برده ، مرتبه نازل هر تنى 5 « منات » « 3 » ، ساير مراتب صعود نسبت به هرمرتبه نزول ثلث علاوه مقرر است . رفع زحمت از خان ياور نموده ، در « باركاس » نشسته ، به بارگاه رسيده ، در كشتى سوار و به فاصلهء دو ساعت « خان ياور » به بدرقه آمدند و تلگرافى از جناب اجلّ « وزير علوم » ، كه حال فقير خود را مستفسر شده بودند ، ابلاغ نمودند ، سلامتى حالات با تشكرات دعاگو را گفتم به حضرتش عرض نمايند . [ بيت ] هر آنكه جانب اهل وفا نگه دارد * خُداش در همهحال ، از بلا نگه دارد اول غروب آفتاب ، جمع كثير و جم غفير از اهل « گيلان » و ساير بلاد وارد كشتى شدند ؛ و از آن جمله « حاجى اسكندر خان » ، كه مدتها در خدمت مرحوم
--> ( 1 ) . در اصل : درمانده ( 2 ) . در اصل : اكنت ( 3 ) . منات ( manat ) معادل 100 « كوچك » ، مسكوكات روسيه و آذربايجان است . واحد پول روسيه ، « روبل » است ، اما در جمهورى آذربايجان و تركمنستان از « منات » استفاده مىكنند .